|
پاسخ به یک نظر: جهان ما را به غیرت می شناسد!! اول این نکته را بگویم که من اصولا فایده ای در پاسخ به نظرات افراد ضد انقلاب بازدید کننده وبلاگم نمی بینم. چندی پیش یک بار اقدام به ایجاد نوعی گفتمان با این گمراهان ضد انقلاب هوچی گر نمودم ولی در پاسخ چیزی جز هوچی گری های همیشگی دریافت نکردم. با این حال نظر این ضد انقلاب بوی نیت خیر می دهد. در حقیقت بسیار مشخص است که وی گمراه شده ای است که از روی خوش نیتی و خدمت اینگونه صحبت می کند. بر همین اساس به عنوان یک طلبه و حافظ اسلام و ایران اسلامی بر آن شدم تا وی را هدایت نمایم. همانگونه که پیامبران هدایت گران بشریت و مقام معظم رهبری هدایت کننده ملت مظلوم ایرانند. دوست عزیز ضد انقلاب! عرب هایی که میفرمایید فقط امروز نیست که بر ما می خندند. آن زمان که در یک حرکت تاریخی ملت ایران شیعه را به عنوان مذهب خود برگزیدند اینها ما را از خود پایین تر می دانستند. تجربه تاریخ نشان می دهد که هر وقت دشمنان ما بر ما می خندیدند و ما را تمسخر می کردند موفق تر بودیم. امام خمینی فرمودند اگر آمریکا شما را تحسین کرد بدانید در مسیر اشتباه قدم نهاده اید. آمریکا و جهان استعمار زمان امام امروز کشورهای عربی را نیز مطیع خود نموده است و این گزاره در باره آنها نیز صادق است. بنابراین از نظر من که خود را عاشق و شیفته بنیانگزار کبیر انقلاب می دانم خنده عرب هایی که به اسرائیل و امریکا سواری می دهند به ما و تمسخر و نکوهش آنان نسبت به ما نه بد بلکه خوب و نشانه مسیر صحیحی است که ما طی می کنیم. اما نکته مهم اینجاست که ما باید خودمان باشیم نه دلخواه غرب. ما بالا برویم پایین بیاییم مسلمان شیعه ایرانی هستیم و این خاه ناخواه ما را از مسلمان دیگر و شیعیان دیگر و ایرانیان دیگر جدا می سازد. طبیعی است که رسومی که متعلق به منطقه ای هستند در انظار مردمان مناطق دیگر خنده دارند. سنگسار و اعدام نیز همین گونه است. سابقه سنگسار و اعدام در ایران به دوران جاهلیت ایرانیان و پادشاهی به نام کورش می رسد. وی پس از فتح بابل دستور داد یهودی ها را به خاطر گرایشات صهیونیستی شان از زن و مرد سنگسار کنند( و از اینجا معلوم می شود ضدیت با صهیونیسم در تاریخ جاهلیت ما نیز ریشه دارد). اما میان من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.سنگسار دژخیمی همچون کوروش کجا و سنگسار مفسدین فی الارض کجا.مثلاْ شما همین پدرسوخته بی غیرت را ببینید.همین مردی که به دختر خود نظر داشته و خواسته های شهوانی-غربی اش او را به حبس دختر و تجاوز به او واداشته.به نظر شما به جز سنگسار چگونه می شود جواب این گونه محبت های پدران غربی را داد؟تازه معلوم هم شده مرتیکه صهیونیست بوده و غلط نکنم می خواسته برای اسرائیل تولید نسل کند. نکند شما می خواهید که ملت ایران هم مانند غربی چنین فرهنگ وحشیانه ای را پیش بگیرند؟منظور شما از آزادی این است؟دموکراسی مورد علاقه ی شما را در عراق دیدیم .و آزادی که شما از آن دم میزنید را هم در زیرزمین آن پیرمرد صهیونیست .اگر اینگونه است خدا نابودی ات را زودتر کند و اگر اینگونه نیست ان شاالله خدا هدایتت کند و ثوابش برسد به روح اموات بنده ی حقیر.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:7  توسط سید کاظم مولایی
|
عمّامه سيــاهت ، سيمـــاي همچــو ماهت
صــوت خوش اذانت ، شيــريني زبـــانت لعل لب و دهانت،جان برده از گِل من
آن جــادوي کلامت ،کرده مـرا غــلامت بادا فداي نامت،اين جان غافل من
سر دادهام به کويت ،مستم من از سبـويت آشفتهام ز رويت ،اي شاه عادل من
از دست چرخ گردون،دلْخستهام چو مجنون کابوس جام زهري،باشد سلاسل من
اي سيّد خراسان ،از روي لطف و احسـان خطی بکش ز بطلان بر فکر باطل من
هر کس اسير مويي ، دربند مـــاه رويي مژگان هر دو چشمت،تيري است بر دل من
اي آيت زمانه ، يک روز بي بهـــــانه آيا شود ز احســـــان ، آيي به منزل من؟
در اين سراي فاني، هرکس به يک زباني عشقي گزيده ليکن ، عشق تو حاصـل من
اي سيّـــد حسيني ، اي نائـب خميني تمثــــال بيمثـالت ، چون شمع محفــل من
يک لحظه با تو بودن،زنگار دل زدودن يک لحظه بي تو بودن ، زهر هلاهــل من
تو عدل مرتضايي، از نسل مصطفايي آغــوش مهـــربانت ، همواره ساحل من
من پيرو ولايم ، آواره و گـــــدايم تنها ثمـر همين است ، زين عمر عاطل من
در ظلمت و سياهي ، اي آيت الهـي يک شب خودي نشان ده، اي ماه کامل من
چشمان پر زآبت،جان را کند کبابت اي گوشه دو چشمت ،مانند ساحل من
سيّد امين خوبم ، وصفت چگونه گويم؟ اوصاف بيحد تو، وين ذهن جاهل من
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:11  توسط سید کاظم مولایی
|
سلام علیکم.خوش آمدید برادران و خواهران عزیز.خیلی خوش آمدید.باید به اطلاع برسانم که به علت مشکلات درسی چند ماهی از فیض جهاد اینترنتی محروم بوده ام.ان شاالله از امروز دوباره شروع خواهم کرد.این وبلاگ مکانی است برای دفاع از سید و مولای خودم سید علی.برای اینکه به همگان ثابت کنم که آقامون تنها نیست.اگر مشتی فریب خورده فکر می کنند که روشنفکرند من به آنها خواهم فهماند که به اندازه ی یک بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند. آخر شما چه می گویید که هرچه هم برایتان از حقانیت آقا سخن می گویم نمی فهمید؟از این گوش می گیرید و معلوم نیست از کجا بیرون می کنید.به خدا قسم که در اوج گمرهی به سر می برید.ولی من ناامید نخواهم شد. یک سخنی هم با برخی نون به نرخ روزخوران دارم دفعه ی قبل برخی از نون به نرخ روز خوران که خیال می کنند ولایت در مصادره ی آنهاست به من تهمت نفاق زدند.من از این تهمت آنها صرف نظر می کنم.اما بدانند اگر آنها با خرج کردن نام ولایت برای خودشان به نان و نوایی رسیده اند من از جنس آنها نیستم.من تا آخرین نفس یک ذوب شده خواهم ماند و حرف حق را خواهم زد.کاری هم به تهمت های نفاق آلود شما ندارم. جهان ما را به غیرت می شناسد به ذوب در ولایت می شناسد مبادا ما پی آب و علوفه علی تنها شود با اهل کوفه حرب لمن حاربکم خامنه ای گوش به فرمان توایم خامنه ای
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:33  توسط سید کاظم مولایی
|
ماه تمام
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 14:46  توسط سید کاظم مولایی
|
اخیرا" چهره ای در وبلاگستان محبوب شده ، یه چهره نامدار بسیجی به اسم سید کاظم مولایی که شاید بیشتر از وبلاگ نویسها اون رو میشناسند.من در پی این بودم که با این ستاره ی بسیجی مصاحبه ای رو ترتیب بدم و بالاخره با تماسی که با سید داشتم تونستم در این پارک باهاش مصاحبه کنم. *اول عرض سلام دارم خدمت سید کاظم عزیز و بعد از شما می خواهم که جواب بدید که سید کاظم ، چی شد که سید کاظم شد ؟ -بسم الله الرحمن رحیم . اولا" من یه اعتراضی به نحوه ی شروع کردن مصاحبه بکنم.من قبل از اینکه مصاحبه رو شروع بکنیم به شما شرط کردم که مواظب گفتارتون باشید.(مصاحبه کننده خود را ضد ولایت فقیه معرفی می کند) *آقای مولایی ، ما داریم یه مصاحبه با هم می کنیم مثل 2 تا دوست نه 2 تا دشمن ، من از شما خواهش دارم که یه سری تعصبات رو دیگه بریزین دور!مردم از اینها خسته شدند ، مهم اینه که ما منظورمون رو منتقل کنیم... -لازم نیست شما از طرف مردم صحبت کنید،مردم ما خودشون عقل دارند و می دونند که چی می خواهند و شما لازم نیست که از طرف اونها صحبت کنید.این یک ! سوال اولتون این بود که سید کاظم چی شد که سید کاظم شد.من سال 1366 در یک خانواده مذهبی به دنیا اومدم . پدرم روحانی بودند ، حاج سید احمد مولایی که دو سال پیش رحمت خدا رفتند *خدا رحمتشون کنه -خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه.من از همان کودکی با رفتن به مساجد ، تکایا و هیئت های مذهبی و گوش دادن به سخنرانی های روحانیون اسلام ، خیلی علاقمند شدم به مذهب و به دین مبین اسلام و همون موقع با تحقیق نه با اینکه خانوده ام مسلمان بودند ، من هم مسلمان شده باشم ، بلکه با تحقیق خودم دین رو پذیرفتم از همون پچه گی و از 5 سالگی من نماز رو مرتب می خوندم و از 6 سالگی روزهای ماه رمضان رو به جا می اوردم و کم کم ادامه تحصیل دادم و سال سوم راهنمایی به حوضه رفتم و الان 4 سال که در حوضه علمیه تهران مشغول طلبه گی هستم.البته هنوز ملبس نشدم * انشاالله ملبس هم میشید.سوال دوم اینه که فعالیت های سیاسی ، اجتماعی فرهنگی که داشتید و به طور خاص وبلاگی که اخیرا" درست کردید و خیلی صدا کرده ، در مورد اینها صحبت کنید. -فعالیت های سیاسی من از همون موقع که وارد حوضه شدم شروع شد ، و در جریان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری شدت گرفت و با همکاری که با ستاد دکتر احمدی نژاد داشتیم با دوستان و همونجا بود که بنده با شخصیت دکتر احمدی نژاد آشنا شدم و مجذوب اخلاق و مشی سیاسی ایشون شدم . در مورد وبلاگ باید بگم که یکی از دوستان پایگاه مسجد محل از بنده خواست که وبلاگی رو بزنم و تفکراتم رو به هم نسل های خودم ارئه بدم تا بتونیم این فضای وبلاگ ها که متاسفانه افتاده دست یک غرب زده ، به دست بگیریم. *اولا" از وبلاگ شما خیلی چیزها مشخص نیست به طور دقیق . یعنی در عین حال در صورتی که شما ادعا می کنید یک ذوب شده در ولایتید بعضی وقت ها به بعضی چیزها انتقاد می کنید که در مصلحت نظامی که ازش طرفداری می کنید نیست . -مثلا"؟ *مثلا" به نظر من برای یک کسی که اعتقاد به جمهوری اسلامی داره درست نیست که تو وبلاگش توهین های متعددی به جریان اصلاحات یا جریان ملی شدن صنعت نفت یا انقلاب مشروطه بکنه و این قدر راحت نتیجه ی لنپنیسم توضیح داده بشه.من نمی خوهم دوست ندارم وارد این بحث بشم چون جایش الان نیست. میخواستم بپرسم شما ایدالوژی سیاسی و مکتب فکریتون چیه؟ -ببنید ، نمیشه که شما یه بحثی رو آغاز کنید و بعد بگید که نمی خوام واردش بشم ، همین که گفتید یعنی توش وارد شدید و منم باید پاسخ بدم . اینکه من در مورد نهضت مشروطه و بحث لنپنیسم رو ارائه دادم ، ببینید نگاهی که روشنفکران غرب زده از بحث لنپنیسم دارند ، لنپنیسم رو واقعا" تعبیری که در غرب ازش یاد می شه رو ارائه میدهند در صورتی که من یک تعبیر دیگری از لنپنیسم دارم و او تعبیر در ایران اتفاق افتاده ، و اون اینه که قشر مردم ما و عوام مردم ما ، کسانی بودند که از سواد و شعور سیاسی برخوردار نبودند و از او اوایل مشروطه با رهبری روحانیت توانستند این شعور رو بدست بیاورند و یک کارایی انجام بدهند . *پس نمیشه گفت که مشروطه نتیجه لنپنیسم بود! -ببنید در غرب ما این واژه رو می تونید به سرباز های امریکایی نگاه کنید لنپن هستند .ولی در کشور ما روحانیت به این قشر شعور و جهت سیاسی دادند.بگذریم.از همون موقع وقتی که روحانیت میخواست که یک جریانی رو راه بندازه ، یک مشت غرب زده بی دین یک لا قبا می اومدند با فضولی می خواستند جریان رو دردست بگیرند مثل امثال تقی زاده ها ، ستارخان ها و از این حرفاها ... و افسار انقلاب مشروطه رو به دست گرفتند و انقلاب مشروطه به بی راهی رفت.این اتفاق در نهضت ملی مشروطه هم افتاد و جریانی که روحانیت به رهبری آیت الله کاشانی آغاز کرده بود با دخالت های مصدق السلطنه به بی راهه رفت و باز در جریان انقلاب اسلامی باند بازرگان هم قصد داشت این رو ادامه بده که خوشبختانه با درایت حضرت امام مانع این شدند. *حالا سوال من رو جواب ندادید.گفتم که شما اینکه بخواهید دوم خرداد رو به چالش بکشید در مصلحت نظامی که آقای شما رهبرش هستند نیست. -لطفا" شمایی که نظام رو اصلا" قبول ندارید و به پایه های نظام معتقد نیستید پس در مورد مصلحت نظام صحبت نکنید.دوم خرداد چیزی بود که اصلا" مسیر انقلاب رو تغییر داد و می خواست تفکرات انقلاب رو به سمت تفکرات غربی لیبرالیزم و سکولاریزم بکشونه هرچند که در ظاهر از مردم سالاری دینی صحبت می کردند که این ناشی از این بود که نقاب بر چهره داشتند . که مردم هرچند دیر ولی متوجه شدند که نیت اصلی اینها چی بود. *باز من هرچی می گم شما صحبت قبلی رو تکرار میکنید.من از ایدالوژی شما پرسیدم؟ -مکتب که بنده از اون پیروی می کنم همون مکتب ولایت فقیه حضرت امام هست که ایشون پایه گذاری کردند . در این مکتب ما اعتقاد داریم که در زمان غیبت حضرت حجت (عج) امت اسلامی که بدون رهبر و پیشوا نمیشه که؟! در زمان غیبت هم برنامه ریزی شده.در زمان غیبت رهبری امت اسلامی به دوش فقیهان است که این فقیه هان یک فقیه رو به عنوان مرجع عام انتخاب می کنند که این مرجع عام میشه ولایت فقیه که این موضوع بعد از انقلاب بیشتر ظهور و بروز کرد و بنده هم از این ولایت که به فرموده حضرت امام همان ولایت رسول الله (ص) هست پشتیبانی می کنم و تا آخرین قطره خونم هم ایستادم. *یک سوالی می خوام بپرسم که پاسخش رو راهنمای ادامه سوالات قرار بدم.نظر شما در مورد مردم سالاری یا همون دموکراسی چیه؟ -ببنید در خود اسلام از مردم سالاری صحبت شده ، و خود اسلام میگه که هرچی مردم بخوان ولی خوب یه موقعی هم هست که غرب با استفاده از عومل خود فروخته ی خودش می خواد از این مسئله سوء استفاده کنه و اون مردم سالاری دینی که اسلام در نظر داره رو مختوش کنه و به سمت بی بند و باری های غربی ببره.و اینجاست که ولایت فقیه که منتخب خود مردم هست نمیگذاره که جامعه به سمت فساد و افکار غربی بره. *همونطور که میدونید بین متفکران اسلامی طرفدار ولایت فقیه دو تا نظریه وجود داره ، یه سری می گویند که ولایت فقیه هم باید در چهار چوب قانون توضیح داده بشه و یه سری هم ولایت فقیه رو فرای قانون تصور می کنند.شما چه نظری دارید؟ -ولایت فقیه می تونه که از ابزار قانونی که در اختیارش گذاشته شده استفاده کنه ، مثلا" اگر مجلس طرحی رو تصویب کنه که به ضرر اسلام و کشور هست ، همون موقع مقام ولایت با اختیاری که قانون بهش داده ، این اختیار فراقانونی نیست کاملا" قانونی هست و در قانون اساسی که خود ملت انتخاب کردند و همیشه در راهپیمایی ها و انتخابات ها از اون پشتیبانی کردند هست ، جلوی اون طرح رو می گیره که البته این رو دوم خردادی ها حکم حکومتی عنوان کردند که این اصلا" درست نیست این اختیار کاملا" قانونی هست.و به نظر من ما نباید بگیم که ولایت فقیه و رهبری فقط نظارت بر قوا رو بر عهده داره بلکه همونطور که از اسمش مشخصه رهبری قوا رو بر عهده داره. *شما خودتون رو طرفدار امام خمینی می دونید! برای اینکه بدونید امام در زمان انقلاب گفتند که چرا ما باید از قانونی که پدرانمون بهش رای دادند پیروی کنیم؟این مسئله چطور در اون زمان جای بحث داشت ولی الان شما نمی گید که این قانون اساسی رو پدارن ما تصویب کردند و این نسل هم حق داره در مورد سرنوشتش نظر بده؟ -شما در انتخابات ها و در رهپیمایی ها مکررا" مردم عنوان کرده که هنوز پشتیبان ولایت فقیه هستند و پشتیبان قانون اساسی جمهوری اسلامی هستند.شما اگر خیلی طرفدار حضرت امام هستید چرا به بقیه حرف های ایشون که فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد گوش نمی دید ؟ (در اینجا مصاحبه کننده قصد مناظره داشت که به خاطر طولانی شدن مطلب اون رو حذف کردم) *خب.می خواهم که نظر شما رو در مورد روشنفکران دینی و روشنفکری دینی بپرسم؟ -ما معنی روشنفکری دینی داریم که معنیش اینه که کسی که فکرش روشنه و دین هم داره.خب این رو می گند روشنفکری دینی . با این مشکلی نیست.امّا در گذشته و حال برخی خواستند افکار غربی رو وارد دین کنند و در واقع در دین بدعت ایجاد کنند که اسم این بدعت رو روشنفکری دینی گذوشتند ، مثل امثال شریعتی و سروش ِ وطن فروش.ولی در واقع اگه شما بخواهید که با در نظر داشتند معنی روشنفکر دینی یعنی کسی که فکرش روشنه و دیندار هست میتونم خود مقام معظم رهبری رو مثال بزنم. *حالا به نظر شما با این افراد بدعت گذار که درست یا اشتباه بهشون می گویند روشنفکر دینی چه باید کرد؟ -خب بالاخره در اسلام راءفت اسلامی داریم و تا جایی که اینها پاشون رو از گلیم خودشون دراز تر نگذارند شامل این راءفت میشند.ولی خب نباید اجازه داد که اینها هرکاری دوست دارند با اعتقادات مردم انجام بدهند. (درپایان این مصاحبه آقای مصاحبه کننده حرفهایی میزنند که البته در آن جلسه پاسخ ایشون داده شد ولی لازم نمی بنیم در وبلاگ درج بشود)
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 8:36  توسط سید کاظم مولایی
یکی از خوانندگان وبلاگ چند هفته پیش به بنده فرمودند لنپن.بنا شد پاسخی کامل به ایشان بدهم.لذا خواهش کردم که تعریفشان از لنپن را بفرمایند.وی اینگونه تعریف کرد : لمپنيسم، اصطلاحى آلمانى و به معناى «رنجبران ژندهپوش» يا «پرولتارياى ژندهپوش» مىباشد. لمپنها كسانى هستند كه نسبت به هنجارها بىتفاوت بوده و از كل مناسبات و جريانهاى درون اجتماع كنارهگيرى كردهاند. اينها نه تنها از طبقات اجتماعى محسوب نمىشوند و در عرصه توليد نقشى ندارند؛ بلكه با طفيلىگرى و زندگى انگلى روزگار مىگذرانند. از جمله اين افراد مىتوان به باجگيران، سارقان، رباخواران، روسپىها، گدايان، فروشندگان مواد مخدر و ولگردان اشاره كرد. اولا" در مورد تعریفی که ایشان بیان کردند باید عرض کنم که بسیاری از لغات و معانی که از غرب وارد گفتمان به استلاح روشنفکری شده است بسیار نا مفهوم است و هیچ سنخیتی با واقعیت های جامعه ما ندارد.به طور مثال همین بحث لنپنیزم : ایشان و بسیاری از غرب زدگان با مطالعه در مورد ژنده پوشان آلمانی و چرندیات متعلقه در این فکر فرو رفته اند که آیا در ایران هم چنین پدیده ای یافت می شود؟بعد سریع مخالفانشان را به خاطر آورده اند (بسیجیان) و تصمیم گرفته اند از این واژه به عنوان فحشی مادبانه استفاده کنند.و این قسم اشتباهات منجر به شکست مفتضحانه این دسته از روشنفکران در طول تاریخ معاسر ایران از صدر مشروطیت تا به حال است. از این مسئله که بگذریم ، اگر تعریفی که ایشان از لنپنیزم ارائه نموده اند را بپذیریم با کمال تاسف این را هم باید بپزیریم که : انقلاب مشروطه را لنپن ها کردند !!! همانگونه که میدانیم ماجراهای انقلاب مشروطه از پس جنبش تنباکو ظهور کرد.به نظر شما افرادی که این خواننده محترم به عنوان مثالی برای لنپن ها یاد کرده اند ، همان مصرف کنندگان تنباکو نیستند که در آن سالها قلیان ها را شکستند ؟ اگر با این دید به جلو تر هم نگاه کنیم در میابیم که نفت را هم لنپن ها ملی کردند کما اینکه همان لنپن ها چند سال بعد در کودتای 28 مرداد قربانی دسیسه ی امریکای جنایت کار و سیا شدند.جلو تر هم برویم می فهمیم که انقلاب اسلامی هم بسیار به این قسمت از جامعه مدیون است.بسیاری از تظاهرات کنندگان در آن سالها جز اینگونه افراد بودند.با این تفاوت که این بار این قشر با رهبری امام (ره) کشور را از دست استعمار خارجی نجات داد و همین لنپن ها چند سال بعد و با تربیت شدن در مکتب انقلاب به انسانهایی وارسته تبدیل شدند که امروزه ما به عنوان شهدا از آنها یاد می کنیم و بسیار به آنها مدیونیم! و نیز رئیس جمهور محبوبمان "دکتر احمدی نژاد" با شکل دادن به تفکرات این قشر مظلوم جامعه آنها را به سوی عدالت خواهی سوق داده است.البته این پایان کار نیست.لنپن ها همیشه هدف جریانات سیاسی قرار دارند.باید مراقب باشیم و نگذاریم که آنها بدست دسیسه های استکبار جانی قربانی قدرت طلبی جناهای ورشکسته سیاسی قرار گیرند. شهادت حضرت زهرا (س) دختر نبوت ، همسر ولایت و مادر امامت را به پیروان راستین ایشان تسلیت عرض می کنم.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 10:42  توسط سید کاظم مولایی
مصاحبه ی چند روز پیش وزیر کشور در باب ضرورت جدیت در نهادینه کردن مسئله ازدواج موقت و تاثیری که این امر می تواند بر کاهش فساد و فحشا در این جامعه داشته باشد ، اظهار نظر های در پی داشت . طبق معمول مخالفین دولت خدمتگذار با جنجال تبلیغاتی سعی در به بیراهه کشیدن این موضوع و سپس استفاده ابزاری از را داشتند.بر همگان واضع است که اگر دولت در قبال مسئله ازدواج موقت موضع دیگری می گرفت باز هم این یاوه گویان اربده هایشان رسانه ها را پر می کرد که آی و وای که اگر ازدواج موقت باشد چه میشود و چه نمی شود.حالا هم که وزیر محترم کشور از این امر استقبال کرده و این موضوع هیچ منافاتی نه با شرع مقدس ، نه با موازین انقلاب اسلامی ندارد پس بهتر است که روی این مسئله فارق از جناح بندی های سیاسی و به طور منطقی اظهار نظر کنیم . (البته بعضی ها می گویند که با عرف همخوانی ندارد که بنده به آنها می گویم که عرفی که با شرع و موازین انقلاب همخوانی ندارد باید تغییر کند) قصد دارم در این نوشته به بررسی علل مخالفین این طرح بپردازم تا ببینیم اینها چه می خواهند و چه می گویند: بحث احتمال بهره کشی از زن : این بهانه هم یکی از آن بهانه های است که اینها می آورند که البته بسیار عجیب است . من در جواب آنها این سوال را مطرح می کنم : که آیا ازدواج موقت بدون رضایت طرفین قابل اجرا است ؟ مسلما" همه میدانند که عقد اسلامی با رضایت کامل طرفین است. پس هیچ گونه بهره کشی از زن مطرح نیست . در ضمن چرا اینها نمی گویند که بهره کشی از مرد ؟ مگر در ازدواج موقت فقط زن است که خود را در اختیار مرد قرار می دهد ؟ آنهایی که خیلی ادعای اروپایی بودن می کنند بعید است که هنوز اینگونه در مورد رابطه ی زناشویی باندیشند. (البته در مورد این نوع نگاه کردن که امروزه در جامعه ی ما نشان از باکلاس بودن و روشنفکر بودن شده توضیح مفسل خواهم داد.) می گویند آیا وزیر حاضر است ... بعضی ها پرسیده اند که آیا مثلا" آقای پورمحمدی حاضر است که فرزند خودش ازدواج موقت کند ؟ من در جواب اینها می گویم که به شما چه ؟ حالا یا اجازه می دهد یا نمی دهد.به من و شما مربوط نیست . این قانونی است که در صورت اجرا تمام کشور و تمام شهروندان را مورد خطاب دارد.نه خانواده وزیر یا خانوده ی شما !!! می گویند فساد را زیاد می کند : اتفاقا" در یکی از مباحث قبلی که در وبلاگ به آن پرداختم همین بحث مسئله جنسی و غریزه ی جنسی جوانان بود.آن شب در پایگاه بحثی هم از ازدواج موقت نشد.و اتفاقا" این موضوع می تواند به رفع مشکل جوانان کمک شایان کند.حال برخی می گویند که این ماجرا فساد را زیاد می کند.در صورتی که ذاتا" هدف اصلی این طرح کم کردن فساد و فحشا در جامعه است.همانگونه که میدانید امروزه متاسفانه به خاطر سیاست های غلط دو دولت قبلی فساد در جامعه ما به صورت گسترده به چشم می خورد.یکی از پیامد های این پدیده ی شوم بحث بیماری های است که می تواند از این طریق گسترش یابد.مانند ایدز.حالا با نگاهی دقیق به این طرح می توانیم درک کنیم که این ماجرا این معضل را برطرف می کند . مشکل تجاوز به عنف که آن هم اینروز ها زیاد شده هم با این قانون بر طرف خواهد شد.و این گوینه یکی از موراد منکر در جامعه هم کاسته می شود. بعد از بررسی این دلایل بهتر درمی یابیم که علت مخالفت عده ای با این طرح چیزی نیست جز چوب لای چرخ دولت گذاشتن و خوراک جور کردن برای رسانه های معاند. (از آقا یا خانومی که بنا بود در این پست پاسخ ایشان را بدهم عذر خواهی میکنم.مطلب را آماده کرده بودم که این ماجرا را الویت داشت.اجالتا" از ایشان می پرسم که لغت لنپن و لنپنیسم را چگونه تعریف می کنند)
در کشور عشق مقتدا خامنه ایست/فرماندهی کل قوا خامنه ایست دیروز عزیز مصر گر یوسف بود/امروز عزیز دل ما خامنه ایست
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 2:34  توسط سید کاظم مولایی
دیروز در حرم مطهر امام (ره) شور و حال خاصی حاکم بود.عزاداران خمینی از گوشه و کنار ایران،حتی از اقسا نقاط جهان برای مراسم سالگرد آمده بودند... با بچه های پایگاه رفته بودم .سیل عظیم جمعیت من را به فکر فرو برد.با خود اندیشیدم مگر میشود بعد تقریبا" 20 سال هنوز امام اینهمه عاشق داشته باشد.با خودم گفتم به جز امام دیگرچه کسی بعد از مرگش به معنای واقعی زنده مانده؟به جز ائمه اطهار اشخاص دیگری را نیافتم که بعد از مرگشان هم در قلب مردم جای داشته باشند.علت هم مشخص است.مرحوم امام (ره) هیچ کدام از اقدامهایش را بدون در نظر گرفتن رضایت خدا انجام نداد. قصد دارم با بررسی اجمالی و فهرست وار از مهمترین تصمیمات حضرت امام (ره) در طول عمر با برکتش به جوانان کشورم که کمتر با شخصیت والای ایشان آشنا هستند ، آگاهی بدهم. انقلاب اسلامی : انقلابی که حضرت امام خمینی رهبری کردند ، به اعتراف بسیاری از تاریخ شناسان،فوق العاده ترین و بی نظیر ترین انقلاب تاریخ بوده است . به جرات می توان گفت حتی نقشی که انقلاب اسلامی بر معادلات جهانی گذاشت بسیار بیشتر از انقلاب فرانسه و انقلاب کمونیستی شوروی بود.موازنه قدرت به وسیله ی این انقلاب در کل جهان تغییر کرد و این را هرکسی که از اندکی انصاف برخوردار باشد نمی تواند انکار کند. ماجرای بازرگان: این بازرگان یکی از آن کسانی بود که در اروپا درس خوانده بود و تمام افکار و عقایدش برگرفته بود از نظام دنیوی دنیای غرب.امّا سوالاتی در این ضمینه ذهن بسیاری از جوانان را مشغول کرده است:چرا بازرگان با انقلاب همراهی کرد؟ پاسخ: بازرگان چون انسان باهوش و زیرکی بود و دور اندیش بود از همان مواقع می دانست که حرکتی که حضرت امام آغاز کرده است سرانجام به پیروزی میرسد.از همین رو خود را به امام (ره) نزدیک کرد و خود را به عبارتی به انقلاب چسباند و امام (ره) نیز به او فرصتی دادند تا خود را نشان دهد ولی بازرگان با سو استفاده از این فرصت امام قصد داشت مبانی اسلام و رهبری انقلاب را زیر سوال ببرد که مرحوم امام(ره) به او این اجازه را نداد.و با استعفای او موافقت کرد و تهضت آزادی را غیر قانونی اعلام کرد. ترور یاران و همراهان ایشان : بزرگی روح امام(ره) از آنجا می توان دید که وقتی یاران ایشان توسط منافقین و تروریست هایی که امروز با اسم دموکراسی به جنگ این ملت و این کشور آمده اند ، ترور شدند خم به ابرو نیاورد.یارانی همچون : شهید دکتر مطهری – شهید رجایی – شهید باهنر- شهید بهشتی و 72 تن از یارانش- ترور نافرجام مقام معظم رهبری ... ولی امام همچنان به راهی که آغاز کرده بود ادامه داد . اینچنین واکنش هایی فقط از یک انسان بی نظیر بر می آید. ماجرای منتظری : منتظری با حمایتش از سید مهدی هاشمی ملعون چهره ی کثیف و پلید خود را نمایان کرد و باید از مرحوم امام متشکر باشیم که شر این جرثومه ی فساد را از سر این ملت کم کردند. وصیت نامه: و امّا یکی از بزرگترین جلوه های شخصیتی امام را می توان در وصیت نامه ایشان یافت آنجا که می گوید : من با قبلی آرام ، ضمیری مطمئن ، و روحی شاد از خدمت شما برادران و خواهران عزیز مرخص می شوم و بدانید که با رفتن یک خدمت گذار خللی در عظم این ملت ایجاد نخواهد شد این جمله هر قسمتش یک تفسیری دارد با قلبی آرام : یعنی اینکه در طول مدت زندگی پربرکتش راضی بوده و هیچگونه نارضایتی ندارد ضمیری مطمئن : یعنی از آینده کشور مطمئن هستند.می دانند که بعد از ایشان رهبری انقلاب به دست یکی دیگر از فرزندان فاطمه خواهد افتاد که خلفی شایسته خواهد بود. روحی شاد: یعنی هیچ دلبستگی به این دنیا ندارد و در انتظار لقا الله است از خدمت شما برادران و خواهران عزیز مرخص می شوم : امام همیشه خود را خدمتگذار مردم میدانستند .این یک از زیبا ترین شاخصه ی یک رهبر انقلاب در سراسر دنیا بی نظیر است. بدانید که با رفتن یک خدمت گذار خللی در عظم این ملت ایجاد نخواهد شد: یعنی حضرت امام انقلاب و کشور را قائم به خودش پایه ریزی نکرده بود بلکه نظام اسلامی را بر پایه اصل مترقی ولایت فقیه می دانستند . و خوشبختانه مجلس خبرگان در روز رحلت ایشان حضرت آیت الله خامنه ای را به رهبری کشور بگزیدند و الحق که ایشان خمینی دیگراست و ولایتش ولایت حیدر.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 7:51  توسط سید کاظم مولایی
در جامعه امروز ما بسیاری از جوانان با بی اطلاعی از تعلیمات دین و آنچه دین پیش روی انسان گذاشته است ، به فساد کشیده شده اند که البته نقش تهاجم فرهنگی را نیز نباید نادیده گرفت.یکی از مشکلات جوانان ما بحث غریضه جنسی است.دوست دارم در این مورد هم چیزی بنویسم تا ان شاالله جوانان کمی هوشیار باشند و فریب حیله های شیطان را نخورند. دیشب در پایگاه با بچه ها نشسته بودیم مشغول بحث و گفت و گو..آقا صالح که یکی از بچه ولایتی های مشتی است ، یک سوال جالبی از حاج آقا زندی پور(روحانی پایگاه) پرسید.گفت حاج آقا ، در اسلام زنا حرام است ، خود ارضایی حرام است ، مقاربت با همجنس هم که حکم محاربه با خدا را دارد ، با توجه به این که در این دور و زمانه یک جوان در ایران در حدود 12 -13 سالگی به سن بلوغ می رسد و تا سن 25تا30 سالگی به خاطر مسائل اقتصادی نمی تواند ازدواج کند و البته خانه ی عفاف هم غیر قانونی است برای سیغه ! تازه اگر هم باشد در بزاعت ما نیست!حال چه کنیم؟ راستش را بخواهید من خودم در پاسخ به سوال آقا صالح ماندم.اما حاج آقا زندی پور با آن متانت همیشگی اول لبخندی زد و با یک شوخی پاسخش را آغاز کرد. فرمودند : شما یک چند هفته هیچ کدام از آن کارهای حرام را انجام نده،در نیمه های شب خواهی فهمید چه باید بکنی . که همه خندیدند از جمله آقا صالح.بعد حاج آقا ادامه داد که سوالی شما میپرسید و مشکلی که مطرح می کنید مشکلی است که اسلام برای جلوگیری و پیش گیری از به وجود آمدن آن راههای زیادی را پیش پای حکومت اسلامی قرار داده. اولا" بنده این که شما می گویی تا سن 25-30 سالگی نمی شود ازدواج کرد را قبول ندارم.مشکلاتی که برای یک 25-30 ساله هست برای یک جوان 18-19 ساله هم هست.خود حضرت علی 15 سالگی ازدواج کردند.یا خود بنده 18 سالگی عقد کردم،20 سالگی هم عروسی کردم.البته آن زمان در قم بودیم و رسم بر گذراندن طول مدت عقد بود وگرنه همان 18 سالگی قال قضیه را می کندیم و عروسی می کردیم. ثانیا" بهترین راه برای دور شدن از امراضی که به دنبال امیال شهوانی می آید تمسک جستن به مسائل دینی است.هرچه انسان دلش با خدا باشد ، ذکر خدا را بگوید،می تواند بهتر و بیشتر جلوی خاسته های شهوانی و ناگهانی خود را بگیرد.به عقیده من باید این خواست و این غریضه تا قبل از ازدواج سرکوب شود و شخص در اولین فرصت ممکن و قبل از 20 سالگی ازدواج کند. ثالثا" حالا شما کدام یک از این کارهای حرام را می کنید آقا صالح ؟ که مجدادا" بچه خندیدند و آقا صالح ما هم از حاج آقا به خاطر راهنمایی که کرده بود تشکرکرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 18:39  توسط سید کاظم مولایی
با سلام بر روح پر فتوح امام راحل و رهبر معظم انقلاب و با درود به روان پاک شهیدان ۸ سال دفاع مقدس قصد دارم از این به بعد در این وبلاگ ، عاشقانه های خودم را تقدیم کنم به رهبر فرزانه مان حضرت آیت الله خامنه ای ...
از شما عزیزان می خواهم که با نظرات خودتان من را یاری کنید!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 19:4  توسط سید کاظم مولایی
|
-
-
-
|